چرا رضايي؟
به قلم: مهندس عبدالسلام بزرگ زاده
جامعه اهل سنت ایران علی الخصوص اقوام ایرانی به ویژه قوم بلوچ به دلیل عدم مهرورزی دولت نهم با آنها که ناشی از انسجام انتخاباتی و همراهی با رقبای دولت نهم بود هزینه سنگینی متحمل شد. کمترین آن پرونده سازی و معرفی به مراجع قضایی و بیشترین آن تخریب حوزه های علمیه و زندانی علمای اهل سنت بود به همین دلیل تمایل چندانی برای حضور گسترده در انتخابات دهم ریاست جمهوری ندارد. هر چند معتقدند که تنها فرصت مناسب برای بیان مطالبات و طرح مشکلات قومی و مذهبی را نباید از دست بدهند به همین جهت با تمام کاندیداهای ریاست جمهوری همانند دوره های گذشته مذاکراتی را داشته و منتظر پاسخ مناسب هستند. اما آنچه برای جامعه اهل سنت و اقوام ایرانی مهم است در درجه اول انسجام انتخاباتی اهل سنت همانند دوره های قبل و بعد از آن احترام گذاری و منزلت اجتماعی به عنوان شهروند درجه یک ایرانی . در این دوره آنچه مسلم است تمام کاندیداهای مطرح دریافته اند که اقوام ایرانی فرصت هستند نه تهدید و اهل سنت نیز فرصت ویژه ای برای تعامل ایران با جهان اسلام و از طرفی رای اقوام و اهل سنت نیز برای پیروزی در انتخابات سرنوشت ساز است. اما برخی از کاندیداها حاضر نیستند حتی برا ی جلب رضایت معمول انتخاباتی اقوام و اهل سنت را حتی در زمان کوتاه انتخابات مشارکت دهند پس چگونه می توانند پس از پیروزی شعارهای عوام فریبانه خود را که در بیانیه ها و همایش های تبلیغاتی تحت عناوین فریبنده همانند همایش اقوام ایرانی اجرا نمایند. اقوام ایرانی و اهل سنت ایران علاوه برعمران و آبادانی که وظیفه ذاتی دولتها برای همه شهروندان ایرانی است منزلت اجتماعی و حق شهروندی به عنوان شهروند درجه یک را تقاضا دارند. زیرا در عمل چنانچه به آنها اعتماد شود خود نیز در عمران و آبادی کشورشان مشارکت خواهند داشت و شعارهایی که امکان اجرایی شدن آنها وجود دارد را انتخاب خواهند کرد.
در این آشفته بازار انتخاباتی که جناحهای سیاسی به دلیل فقدان حزب و عدم رعایت اصول سیاسی و انتخاباتی در هم ادغام و ارزش جناحی و انتخاباتی خود را از دست داده با نگاهی به ترکیب حامیان هر کدام از کاندیداهای ریاست جمهوری در می یابیم که هیچ معیار مشخص و مناسبی وجود ندارد و جریانات جناحی اصولگرا و اصلاح طلب با شعارهای قبلی «همه با ما » و« ما با همه» رنگ باخته و شعار متعالی« همه با هم» متجلی شده. با خبر شدیم که آقای دکتر محسن رضایی رسماً در عرصه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اعلام حضور کرده و یکی از مشاورین ارشد وی برای بیان دیدگاهها و رایزنی با بزرگان قومی و مذهبی و دانشگاهیان به زاهدان عزیمت نموده است. از طریق آقای دکتر عظیم شه بخش رییس سابق دانشگاه ایرانشهر که متاسفانه چندی پیش به صورت ناجوانمردانه و غیر معقول علی رغم فعالیت های مستمر و دلسوزانه برای ارتقاء مرکز آموزش عالی ایرانشهر و تبدیل آن به دانشگاه شاهد عزل مظلومانه وی بودیم و هم اکنون به عنوان عضو هیئت علمی در دانشگاههای بلوچستان، آزاد و زابل مشغول تدریس و فعالیت آموزشی و علمی هستند دعوت شدم تا در جلسه مسئولین ستادی آقای دکتر رضایی که در زاهدان برگزار شد شرکت نمایم در همان ابتدای امر چندین سوال در ذهنم ایجاد شد:
- آیا حضور دکتر رضایی در عرصه انتخابات تا روز انتخابات ادامه خواهد داشت و همانند دوره قبل کناره گیر نخواهند کرد؟
- در صورت ماندن آیا با بزرگان نظام مشورت و رایزنی کرده است؟
- حضور دکتر رضایی با توجه به جایگاه ویژه وی در نظام به معنی حذف یا عبور از آقای دکتر احمدی نژاد می تواند تلقی شود یا خیر؟
- با توجه به سوابق قبلی آیا تعداد زیادی از آرا سپاه و بسیج به سمت سبد رای ایشان سرازیر خواهد شد یا خیر؟
- تاخیر ایشان به چه دلیل بوده؟ و آیا امکان جبران این تاخیر وجود دارد یا خیر؟
- آیا گفتمان جدیدی متناسب با نیاز جامعه پویای ایران به ویژه در بین جوانان و دانشگاهیان و نخبگان ایران که متاثر از دوره اصلاحات سطح توقعات آنها بالا رفته دارد یا خیر؟
- آیا امکان اجرای گفتمان جدید در فضای بسته فعلی که نتیجه فکری و اجرایی دولت نهم است وجود دارد یا خیر؟
- آیا امکان برگشت نیروهای فکری و اندیشمند که میثاق پیمان با آقای کروبی به عنوان تنها اصلاح طلب انتخابات دهم و نیز آقای مهندس موسوی که حتی خود نمی داند اصلاح طلب است یا اصولگرا بسته وجود دارد یا خیر؟
- آیا آقای دکتر رضایی فقط برای پیروزی به میدان انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری آمده یا به دنبال اندیشه ای نو برای شروع و طرح آن در جامعه و نهادینه کردن آن است حتی اگر در این انتخابات پیروز نشود به اهداف خود خواهد رسید یا خیر؟ یا اینکه صرفاً به پیروزی در انتخابات می اندیشد و به هر قیمتی با هر شیوه ای بدون رعایت اخلاق انتخاباتی سیاسی اقدام خواهد نمود؟
- آقای دکتر رضایی برای جامعه روستایی و عشایری که تعداد زیادی از جمعیت ایران است و با توجه به مشکلات معیشتی امروز بیشتر از آنکه به فکر تحصیل فرزندش باشد به فکر سفره آبرومندش می باشد و سفره اش بوی نفت گرفته و مجبور است برای ادامه تحصیل فرزندش به سیب زمینی آب پز بدون روغن اکتفا کند برنامه ای دارد یا خیر؟
برای دریافت پاسخ این سوالات و با تشویق آقای دکتر شه بخش که وی را پدر معنوی خود در اعتقادات قومی و فرهنگی می پندارم هر چند در برخی موارد به ویژه مسایل مذهبی با ایشان اختلاف نظر داریم باعث شد تا در جلسه به همراه تنی چند از اساتید دانشگاه حضور یافته و ضمن شنیدن دیدگاه های آقای دکتر رضایی سوالات دوستانم را بشنوم و سولات خود را مطرح نمایم.
آقای دکتر گلوردی مشاور آقای دکتر محسن رضایی مهمترین دغدغه آقلی رضایی را مشکل اقتصادی ایران عنوان نمودند که البته حقیقتاً مهمتری مشکل روز همه ایرانیان است. از امتیازات شخصیتی آقای دکتر رضایی مانند سلحشوری و دفاع از میهن در دوران دفاع مقدس که مردانه به همراه همرزمان خود جنگیدند و نگذاشتند یک وجب از خاک ایران جدا شود هرچند به قیمت خون بهای شهدای گرانقدر و جانفدایی جانبازان عزیز شد. همچنین وضع موجود را بسیار نگران کننده عنوان و تعبیر ایران را به پرتگاه برده است بیان نمودند و برای حل اساسی ترین مشکل ایران یعنی اقتصاد ایران عنوان کردند که راهکارهای حل مشکل اقتصادی می بایست به صورت عالمانه و آگاهانه باشد نه احساسی و تزریقی و گداپرورانه به همین جهت آقای دکتر محسن رضایی قبل از ورود به عرصه انتخابات آگاهانه تغییر رشته داده و رشته اقتصاد را انتخاب و تا مرحله دکترا کسب علم اقتصاد نموده اند و با همفکری دوستان دانشگاهی عالمانه راهکارهای حل مشکل اقتصاد ایران را ریشه یابی و برای عملیاتی نمودن آنها وارد عرصه اجرایی کشور شده است. پس از بیان این دیدگاهها بنده عنوان کردم که مشکل اقتصادی ایران بر کسی پوشیده نیست و شعله های آن دامن همه ایرانیان را فراگرفته است. اما قوم بلوچ که قبلاً با قهر طبیعت سوخته تحمل مشکلات و فشار اقتصادی را بیشتر از سایر ایرانیان دارد ولی بی حرمتی و تحقیر را هیچگاه تحمل ننموده و نمی نماید پس راهکار اقتصادی خوشایند قوم بلوچ نیز هست اما قبل از آن به دنبال به دست آوردن هویت قومی و مذهبی و احترام گذاری است. زیرا حتی یک ثانیه هم توهین و تحقیر را تحمل نمی کند و تنها عاملی که وی را علی رغم علاقه بسیار زیاد به خاک و وطن خود که ضرب المثل های آن زبانزد تمام مردم این قوم است از جمله «وای وطن هشکین دار »یعنی برای حتی چوب خشک بلوچستان و ایران دلتنگی می کند در اثر بی حرمتی مجبور به ترک وطن می شود پس راهکار اقتصادی نمی تواند باعث رای آوری در بلوچستان شود اما احترام گذاری به قوم بلوچ و علمای آن می تواند توجیهی برای همراهی مردم بلوچ با کاندیدایی که مطمئن باشندنه در شعار بلکه در عمل اعتماد آنها را جلب نمایدباشد. مطالب مطرح شده در این جلسه منجر شد تا تعدادی از دوستان بلوچ ار نزدیک آقای دکتر رضایی را ملاقات و این مسائل و موارد متعددی دیگر را طرح نمایند که پس از بازگشت مجدداً جلسه دیگری باحضور تعداد زیادی از دوستان از جمله آقایان دکتر محمدباقر کرد، دکترسالارزهی، دکتر مجاهد ، دکتر حسین بر، دکتر عباسی ، حاج اسمائیل ریگی ، حاج مهدی گرگیج، حاج عباس میر حسینی ، پرویز بهادر زهی، عید محمد نارویی، مهندس کلانتری و آقای تیموری و اینجانب برگزار شد پس از بحث و تبادل نظر مقرر شد که با توجه به مباحث مطرح شده از سوی آقای دکتر محسن رضایی از جمله موضوع دولت ائتلافی و فدرالیسم و حق و حقوق اقوام و مذاهب تعدادی از دوستان که تمایل به همکاری دارند با ستاد ایشان ارتباط برقرار کرده و همکاری نمایند. ترکیب ستاد و نحوه انتصاب قومیت ها یعنی بلوچ و سیستانی عنوان شد که ایشان می بایست فراتر از آقای مهندس موسوی و جناب آقای کروبی عمل نمایندتا انگیزه ای برای قوم بلوچ برای همکاری با ایشان باشد به همین منظور طی تماس تلفنی با ایشان موضوع مطرح که پاسخ وی در خصوص نحوه شکل گیری ستاد و بحث فدرالیسم و احترام گذاری به علما و در راس آنها حضرت مولانا عبدالحمید بیان شد این مکالمه ضبط گردیده و بوسیله موبایل به اکثر مردم ارسال شد که از زبان خود ایشان این مطالب را بشنوند. رئیس شورای هماهنگی از برادران بلوج اهل سنت و رئیس ستاد نیز از برادران اهل سنت تعیین شد یعنی آقای دکتر عظیم شه بخش رئیس شورای هماهنگی و رئیس ستاد استان و سه نفر به عنوان مشاور آقای دکتر محسن رضایی عضو ستاد اقوام منصوب شدند یعنی دو نفر بلوچ و یک سیستانی و از شانزده نفر عضو شورای هماهنگی استان ده نفر بلوچ و شش نفر سیستانی تعیین شدند.
در خصوص بحث فدرالسیم عنوان نمودند که ما باید مسایل سیاسی نظامی و امنیتی را از موضوع اقتصادی – فرهنگی – دانشگاهی – تجاری – صنعتی و اجتماعی تفکیک کنیم و بگونه ای عمل کنیم که فراتر از قانون نباشد و امکان اجرای آن باشد تا زمانی که قانون اساسی تغییر و در آن موضوع فدرالیسم و عدم تمرکز قدرت تعریف قانونی و مصوب داشته باشد مسایل سیاسی ، نظامی و امنیتی به صورت متمرکز از مرکز تصمیم گیری و اجرا خواهد شد اما با اختیارات رئیس جمهور یک نفر از مردم خود استانها مثلاً در سیستان و بلوچستان از برادران بلوچ اهل سنت یک نفر به عنوان معاون رئیس جمهوری با اختیارات تمام منصوب و به صورت خود مختار و خودگردان مسایل اقتصادی ، فرهنگی ، دانشگاهی ، تجاری ، صنعتی و اجتماعی را مدیریت خواهد کرد اما موارد سیاسی و امنیتی و نظامی تا تغییر قانون اساسی و تصویب آن به صورت متمرکز اداره خواهد شد . در خصوص مشاوره و احترام گذاری به علماء و به ویژه مولوی عبدالحمید به عنوان رهبر سیاسی و مذهبی استان در سطح تهران و مرکز با ایشان مشاوره و از نظرات ایشان استفاده خواهد شد. بنابراین با مقایسه تعیین جایگاه قوم بلوچ و علمای اهل سنت و فارغ از سوابق قبلی آقای دکتر رضائی و اجرائی نمودن جایگاه قومی و مذهبی متناسب با ترکیب جمعیت استان بدون در نظر گرفتن سلایق برخی که شاید بکار گیری اهل سنت و قوم بلوچ را تا این سطح نمی پذیرند و از طرفی شعارهای مترقی دولت ائتلافی و راهکار اجرائی فدرالیسم منطقه ای و تقسیم ایالتی ایران براساس اقوام ایرانی مهمترین انگیزه اینجانب برای قبول همکاری با آقای دکتر محسن رضائی می باشد. هرچند صادقانه تلاش خواهم کرد تا دیدگاههای ایشان را به عموم مردم ایران به خصوص به اقوام ایرانی و جامعه اهل سنت اطلاع رسانی کنم و آرزوی پیروزی اندیشه ایشان را دارم نه فقط آرزوی رئیس جمهور شدن ایشان را اما هرگز به امکان رأی آوری و شانس پیروزی فکر نکرده زیرا اندیشه ایشان را انتخاب کرده ام نه سوابق ایشان را بنابراین اگرچه در انتخابات شاید پیروز نشود اما اندیشه ای را مطرح و نهادینه نموده است که حتماً در آینده ای نه چندان دور محقق خواهد شد و چنانچه به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود این آینده درخشان برای ملت بزرگ ایران زودتر رقم خواهد خورد.با شروع تبلیغات انتخابات امواج اقوام ایرانی نه تنها خود ایرانیان را بلکه قلب جهانیان را به تپش وا می دارد تا صدای تپش آن گوش گیتی را با موسیقی صلح و دوستی ملتها با ملت سربلند ایران آشنا نماید و با تعامل با تمام ملت های جهان اقتصاد ایران را جهانی و جهان را ایرانی نماید.
منبع:http://www.saravanonline.blogfa.com

