نقش شخصيت ھا در تاريخ ھر قوم و ملتى غير قابل انکارند٠ شخصيتھاى تاريخى بنا به نيازھاى تاريخى ھر ملت در دامن ھمان ملت پرورده ميشوند٠ آنھا که به شکل اسطوره در تاريخ ھر ملتى ماندگار ميشوند برآورنده نيازھاى تاريخى ھر ملت از زواياى گوناگون مثلاً ھنرى، سياسى،علمى، اجتماعى، روانى و٠٠٠٠ بوده اند که مردم بلوچ در اين باره نمونه ھاى بسيارى در تاريخشان دارند که شما بسيارى را نام برده ايد٠
دادشاه ھم اکنون به عنوان سمبلى از مقاومت و رشادت در تاريخ بلوچستان ثبت شده است و اگر کتابھا ھم در باره افشاى جناياتى که او بر عليه مردم بى دفاع مرتکب شده نوشته شود از ماھيت قھرمان بودن او چيزى کم نميکند٠ آنچه دادشاه را دادشاه نمود تا جايى که حتى به عنوان سمبل مبارزه و مقاومت در کتابھايى چون کليدر محمود دولت آبادى و در رديف مير دوست محمد خان از آن ذکر رفته است، نه جناياتى است که مرتکب گرديده است بلکه مقاومتى است که براى دفاع از حيثيت و حرمت بلوچى خود در مقابل دسيسه ھاى دشمنان شخصى اش که مورد حمايت خوانين شيرانى قرار گرفته بودند از يکسو و شجاعت و تاکتيکھايى که براى دفاع از جان خود در مقابل نيروھاى نظامى دولتى آن زمان به مدت 14 سال از خود نشان داد از سوى ديگر، او را قھرمان نمود٠
شاه بيت زندگى دادشاه که او را در تاريخ بلوچستان ماندگار نمود ھمانا تسليم نشدن او در ديدار معروف مير مھيم خانى که ھميشه ياور او بوده است ميباشد٠ اوميدانست که ميرمھيم خان بنا به فشارھايى که پس از کشته شدن بانوى آمريکايى از سوى دولت ايران بر او وارد آمده است ديگر ميرمھيم خان سابق نخواھد بود٠ او ميدانست که ميرمھيم خان تصميم خود را گرفته است، يا داداشاه را تسليم شاه و يا از جولانگاه بلوچستان حذف خواھد نمود ٠ آرى، اين لحظه تصميم گيرى حياتى، در آن کوه پايه معروف لاشار، حيات دادشاه و مير مھيم خان را جاودانه نمود٠ اگر دادشاه در آن ديدار تاريخى تسليم ميرمھيم خان ميشد تا ھمچون بسيار کسانى ديگر افتخار "شه بخشى" نصيبشان گردد، نه ديگر دادشاھى داشتيم و نه نام مير مھيم خانى در تاريخ بلوچستان٠ فراموش نشود که شرايط زمانى آن برھه از تاريخ بلوچستان بى شباھت به برھه کنونى نبوده است٠
لشکرگجر= رضاشاه بلوچستان را تار و مار کرده، ھر کسى را به جرم داشتن حتى يک تفنگ فتيله اى اعدام ميکردند( يکى از فاميلان خودم ، که از فرزندان" روشن " يعنى برادر شھمير پدر مرحوم کدخدا عبدالحسين زردکوھى باشد به چنين جرمى اعدام گرديده است= به نقل از کماشھاى طايفه زردکوھى )، در چنين دورانى آنرا که شھامت کند و بر خلاف سياست و قوانين حاکم روز، اسلحه برنو تھيه کند وآنھم به شيوه اه اى که شما خود بيان کرده ايد، طبيعى است که در ميان مردم عادى داراى ابھت و سمبل مقاومت و قھرمان آنان گردد٠
در مقاطعى از تاريخ حيات ملتھا، مردم در وضعيتى روانى اجتماعى خاصى قرار ميگيرند که به راحتى جنايات بيشمارى را در مقابل شاھکارى از جانيان، به فراموشى سپارند و آن شاھکار بايد در ازاى خوشنامى از دست رفته عمومى آن مردم باشد، نسلى از مردمى که در حافظه تاريخى خود، آنگونه تجاوز به حقوق و ستمگرى از بيگانگان را در دوران قاجاريه و دوران رضاشاه نداشتند٠
کاملاً حق با ھمه آن کسانى است که ميگويند دادشاه آگاھى ملى نداشت و به ھمين دليل نميتواند سمبلى از مقاومت ملى به مفھوم امروزى باشد، اما جنايات دادشاه در مقابل مقاومت سمبليکى که باعث خريد روحيه از دست رفته مردم بلوچستان که گجرھا با جنايات غير قابل وصف و نھايتاً ھمکارى بسيارى ازسردارھاى شکست خورده بلوچ، فرھنگ و روحيه اى تسليم طلبانه و تمکينى را در مقابل گجر ھا و ايادى آنھا مسلط نموده بودند فراموش و او را در آن زمان که ھيچ جنبنده اى را امکان ابراز اندام نبودجايگزين قھرمان گم شده ملى بلوچھا نمود٠ آرى، خيزش و مقاومت دادشاه در آن برھه از زمان ، براى دفاع از اعتبار و حيثيت شخصى بلوچى خود که بخشى از فرھنگ خوشنام بلوچى در ميان ملل ھمسايه است، او را تبديل به قھرمان مقھورين وشکست خوردگان از دولت قھار و زورگوى مرکزى نمود٠
دقيقاً با شما موافقم که ھر فرد يا ھر جمعى در ھر برھه اى از زمان کارى را انجام دھد که ملتى از آن به نحو مثبت و يا منفى متأثر گردند تاريخ بى رحمانه قضاوت خواھد کرد٠ دادشاه را تاريخ نويسان شاھنشاھى تاجدار و يا عمامه داران ايران قھرمان جا نزده اند بلکه کمبود قھرمان ملى در آن برھه از تاريخ بلوچستان او را که سمبل مقاومت براى دفاع از حيثيت و اعتبار شخصى خود بود جانشين قھرمان ملى نمود٠ و طبيعى است که اگر تاريکى نبود ارزش روشنايي درک نميشد ھمانگونه که درک صفات خداوندى بدون شناخت صفات شيطانى محال است٠ قھرمانى دادشاه و ماندگارى تاريخى او در ميان مردم بلوچ با درک وجود و حضورتاريخى آن زمان مير مھيم خان معنى و مفھوم پيدا ميکند٠
شما به درستى در آخرين نوشته اى که در جواب عبدالرحيم بلوچ نوشته ايد ذکر کرده ايد که :٠
"با مرده ها نمیشود کاری کرد وانها رامورد باز خواست قرار داد واگر درگذشته خانی با انتحاب ویا با قلدری بر منطقه ای حکمرانی کرده وبتاریح پیوسته از گناه او بگذریم ولی جنابعالی از دوران پهلوی وتا عصر طلائی حکومت ملایان در کدام منطقه دیده وشنیده اید که خانزاده ای ادعای سرداری بکند مردم بریش او نمی خندند؟ میگوئید انها با غیر از طبقه خود زن نمیدهند دوست من این گونه تبعضها دارد کم رنگ ودر حال از بین رفتن است وبنظر من خانواده شما هم تاکنون به طبقه پائین تر از خود زن نداده که متئاسفانه تا هنوز ذات زهی تا حدودی بین تمام اقشار بلوچستان مطرح است واگرمطرح نیست بفرمائید همان سردار مردمی که مد نظر شما است بیکی از طایفه چاکری ودرزاده زن داده
من فکر نمیکنم واین گونه ادعا ها را باید در عمل ثا بت بکنیم"
و نھايتاً به اين دست اورد بسيار مھم رسيده ايد که؛ "ازدر گاه خداوند ارزو میکنم بما مردم بلوچستان هم عقل بصیرتی بدند تا بتوانیم رشته ها ی از هم گسسته قومی وملی خود را گره بزنیم امین"٠
دوست و برادر عزيز، در اين گفته ھاى شما که نقل کردم کسى مخالفت خواھد کرد که فقط ناشيانه بخواھد سر ناسازگارى با زمان و با دانش و علوم اجتماعى انسانى داشته باشد٠ آنچه که بايد در دوران گذشته براى پيوستگى "قومى و ملى" پدران و پدر بزرگان مان براى آزاد زيستن و انسانى زيستن اين نسل و نسلھاى آينده انجام ميدادند بنا به شرايط مشخص تاريخى و رشد اجتماعى آن زمان نتوانستند عملى کنند که ھم اکنون تاوان "گسستگى قومى و ملى" را نسل حاضر و نسلھاى آينده بايد متحمل گردند ٠ ھم اکنون، مردم بلوچ در شرايطى بسيار خطرناکتر از گذشته تحت سيطره دشمنان حقوق ملى قرار دارند٠ ھر چند که مبارزه براى دستيابى به حقوق ملى مان بسا دشوارتر از دوران پدران مان گرديده است اما تعويق ھر چه طولانى ترش شايد آنرا براى نسلھا آينده غيرممکن سازد٠
به ھمين دليل براى دست يافتن به حقوق انسانى و ملى مان که حقى است يکسان براى ھمه اقشار و طبقات اجتماعى مردم بلوچستان چاره اى جز "پيوستگى ملى" نيست و ھر کس که جز اين کند راه به ھندوستان برد ٠ در اين راه چاره اى جز بھم پيوستن تمامى اقشار ملت بلوچ نيست٠ از کشاورزان روستايى و کارگران شھرى گرفته تا اقشار کاسب و تاجر و کارمند، از عشاير و قبايل کوچ نشين گرفته تا شھرنشينان نيم مرفه و مرفه، از اقشار روشنفکر ملى دموکرات گرفته تا اقشار گوناگون ملى مذھبى٠
ھمه از اينکه سرنوشتشان را نه تنھا کسانى ديگر که غير بلوچ اند بلکه در جايى ديگر( تھران يا اسلام آباد) تعيين ميکنند در رنج اند٠ آثار و تبعات شوم اين بى سرنوشتى به شکلھاى مختلف تأثير سوء خود را بلا استثناء بر ھمه اقشار گذاشته و روز به روز ھم سرعت آن در جھت نسل کشى بطئى و آرام مردم اين سرزمين در حال افزايش است ٠
نکته اى که در اين "پيوستگى ملى" نبايد از نظر دور داشته شود ھمانا حفظ منافع قشرى ھر شرکت کننده در اين ھمبستگى ملى و تأمين منافع آن از ديدگاه ھر قشر در بلوچستان آينده ميباشد٠ بايد اذعان نمود که ھيچ سخنى و ھيچ کارى بدون در نظر داشتن منافع و ديدگاه ھر قشر شرکت کننده در اين حرکت جمعى عملى نخواھد شد٠
به ھمين دليل براى دست زدن به چنين کارى سترگ، ظرف و قالبى لازم است که وسعت و گستردگى مناسب براى جاى دادن نمايندگان ھمه اين اقشار و تضمين تأمين منافع مورد نظر آن اقشار را نيز داشته باشد٠
متأسفانه ھنوز اين ظرف و قالب شکل نگرفته و بسيار دير شده است، اما ملت بلوچ را براى پيروزى و دستيابى به حقوق پايمال شده اش چاره اى جز طى اين طريق نيست ٠
اشرايط کنونى بلوچستان شرايط مادرى را ماند که در حال کشيدن دردى بى امان است، درد زايمان مادرى را ماند که براى تولد نوزادى در حال ضجّه کشيدن است٠ شرايط فرھنگى و ىسياسى مردم بلوچ و خاصاً فعالان آن، خفقان و سرکوب سرتاسرى حاکميت جمھورى اسلامى بر کل ايران و ھمچنين شرايط جھانى و منطقه اى از عوامل و فاکتورھاى مؤثر در طولانى تر شدن و يا کوتاه تر شدن اين درد زايمان "مادر بلوچستان" ميباشند٠
تأمين حاکميت ملى بلوچستان به مفھوم تأمين حاکميت مردم بلوچ بر سرنوشت خويش از کانال انتخاب آگاھانه و آزادانه نمايندگان سياسى خويش براى مجلس ملى بلوچستان وداشتن حق انتخاب وحق عزل و نسب مقامات و ھمچنين پايبندى به منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد و تمامى ميثاقھاى آن و با تضمين حفظ احترام بر اديان مردم اما تأکيد بر جدايى دستگاه دين از دستگاه دولت، آن معيارھايى ھستند که ميتوانند اصول محورين و پايه اى براى آن ظرف و قالب مورد بحث باشند٠ شکل گيرى ھر چه سريعتر اين ظرف و قالب است که ميتواند مسکن مؤثرى براى کاھش درد زايمان "مادر بلوچستان" وتولد نوزادى سالم باشد٠
در مقطع زمانى حاضر، رھروان و پويندگان چنين مسيرى قھرمانان راستين و تسکين هنده درد زايمان"مادر بلوچستان" و کمک کنندگان به تولد نوزاد فردايند٠
ھمچنانکه که خود بيان کرده اى:
"تاریح این بار امانت را بدوش نسل جوان گذاشته دوران خانی سرداری سپری شده بنظرم خان خانزاده دارد خود را با اجتماع کنونی بلوچستان تطبیق میدهد انها را دورنریزید چون میگویند هزارتا دوست کم است یک دشمن زیاداست٠
آرى، اين قھرمانان ميتوانند از خانزاده ھاى نسل امروز ،درزاده ھاى نسل امروز، ازکشاورزان و کارگران از روحانيون مبارز ملى، از روشنفکران مترقى ملى و خلاصه از ھر قشر و طبقه اى که دل در گرو سرنوشت و آينده مردم بلوچ و حقوق انسانى آنھا دارند باشند٠ آنچه که ھر کسى را در اين ميدان نبرد قھرمان ميکند نه اصل و نسب گذشته و فاميل آن بلکه شه ميرى مير کمبرى و دؤدايى، ھمت بالاچى و دادشاھى،پايمردى رحيمى و ٠٠٠ وفادارى خسروى مقاومت شفيعى و اشکانى، ،آگاھى و شجاعت عبدالمالکى، پشتکار و ادامه کارى ناصرى و فداکارى صدھا و ھزاران بلوچ رزمنده ديگر است٠
آرى دوست و برادر عزیز، براى به دست آوردن حقوق ملى مردم بلوچ به عنوان يک ملت "پيوستگى ملى" ک شما مطرح کرده ايد ضرورتى است حياتى، و بايد که براى اين امر ملى، ھمه اقشار ملى در حد توانشان شريک بايد گردند تا در ظرف و قالب و سازمانيافتگى خويش نبردى تاريخى را سرانجامى تاريخى و قھرمانانه دھند٠
+ نوشته شده توسط دهواری در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت
1:41 قبل از ظهر |