تبليغاتX
(((((آسپیچ سراوان)))))

اگه تيپ بزنيم بريم سر كار
ميگن ببينم با كي قرار داري؟

اگه لباسهاي معمولي بپوشيم
ميگن تواصلا" سليقه نداري

اگه زياد بگيم دوستت دارم
ميگن باز چه نقشه اي تو سرته

اگه نگيم دوستت دارم
ميگن پاي كسه ديگه اي وسطه

اگه زياد بهشون زنگ بزنيم
ميگن به من اعتماد نداري

اگه زنگ نزنيم
ميگن انگار سرت خيلي شلوغه

اگه تو خونه زياد بخنديم
ميگن ديونه شدي

اگه كم بخنديم
ميگن بخت النحس

اگه شام بخواهيم
ميگن فقط فكر شكمشه

اگه شام نخواهيم
ميگن ذليل مرده شام با كي كوفت كردي

 

+ نوشته شده توسط دهواری در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 1:36 بعد از ظهر |

 

نوع بوق

معنی

کاربرد - نشانه

۱بوق کوچولو

سلام علیک

احوال پرسی با راننده آشنا

۲بوق

به...خیلی مخلصیم

احوال پرسی با راننده آشنا

۳بوق

کجایی بی وفا

احوال پرس با راننده آشنا

۵۶۹بوق

کجا؟؟؟

ویژه مسافرکشی

بوق بدون وقفه به مدت نیم ساعت

بدو بیا دیر شد

صدا زدن خانم جهت رفتن به مهمانی

بوق بدون وقفه معمولی با آهنگ

دید دید ... دیدید دید!!

جلوی مراکز درمانی هنگام مشاهده ماشین عروس حتی خالی!

نصب بوق قطار روی پیکان

ندارد

نشانه ذوق سرشار راننده

نصب بوق کامیون روی موتور سیکلت

ندارد

نشانه بزرگواری موتور سوار

نصب آژیر بجای بوق

بی بو.. ببو ...

ویژه رانندگانی که عشق پلیس بازی دارند

نصب صدای خروس به جای بوق

قوقولی قوقو...

ویژه روستایی های عزیز که سالهاست از روستا دور مانده اند!!

تیس تیس

ندارد

کلاس بالای راننده

+ نوشته شده توسط دهواری در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 1:35 بعد از ظهر |

براي من فرقي نميكنه ديوار آشپزخونه چه رنگي باشه
يعني : تا وقتي كه آبي، سبز، زرد، صورتي، مشكي، يشمي، خاكستري، عنابي، سفيد و ... نباشه اشكالي نداره

اين يه كار، مردونه است
يعني : تو اين كار هيچ منطق درستي نيست و تو هم سعي نكن دليلي برايش پيدا كني

ميخواهي تو درست كردن شام كمكت كنم؟
يعني : پس چي شد اين شام ؟ چرا رو ميز آماده نيست

چه فكر خوبي  !
يعني : اين كار شدني نيست و من كل روز رو برات كركري مي خونم وحالت رو مي گيرم .

بله عزيزم يا حتما حتما
يعني : اين يكي اصلا معني نداره و چون شرطي شده ام از دهنم پريده

زنم منو درك نميكنه !
يعني : همه قصه ها و خاطره هاي منو شنيده و ديگه خسته شده

ماجرايش طولانيه و سر فرصت برات تعريف مي كنم
يعني : اصلا خودم هم نفهميدم چي شد

من اخيرا" خيلي ورزش مي كنم
يعني : باتري كنترل از راه دور تلويزيون تمام شده

دسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم مي مونه
يعني : تو هم كه غذا رو مي سوزوني

كمي استراحت كن عزيزم خسته شدي!
يعني : بابا اين جارو برقي رو خاموش كن مي خوام فيلم ببينم

چه جالب!
يعني : آخ كه چقدر حرف مي زني

عزيزم ماديات در عشق ما هيچ نقشي نداره !!
يعني : باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش كردم و كادو نخريدم

اين واقعا" فيلم خوبيه !
يعني : تو اين فيلم پر از بكش بكش و بزن بزن و ماشين سواريه

من براي اين كارم دليل دارم
يعني : بذار فكر كنم ببينم چه دليلي مي تونم براي اين كارم پيدا كنم

منظورت چيه؟ تو كه لباس داري؟
يعني : يادت رفته چهار سال پيش براي خودت لباس خريدي؟

ما تو كار خونه با هم مشاركت مي كنيم
يعني : من ريخت و پاش مي كنم او جمع و جور مي كند

+ نوشته شده توسط دهواری در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 1:32 بعد از ظهر |

دوباره شب شد و من بيقرارم
كانكت كن زود بيا در انتظارم
بيا من آمدم پاي مسنجر
شدم محسور از آواي مسنجر
بيا هارد دلت را ما ببينيم
گلي از گنج هوم پيجت بچينيم
بيا ايكن نماي بي نشانم
كه من جز آدرس ميلت ندارم
بيا فرهاد باز بي تو غش كرد
و حتي هارد ديسكم هم كش كرد
بيا اي عشق دات كام عزيزم
به پاي تو دبليوها بريزم
مرا در انتظار خويش مگذار
و يا ز اندازه آن بيش مگذار
بيا اي حاصل سرچ جهاني
بيا اجرا كن آن فايل نهاني
بيا در دل تو را كم دارم امشب
حدودا" صد مگي غم دارم امشب
اگر آيي دعايت مينمايم
دعا تا بي نهايت مينمايم
اگر آيي دعاي من همين است
و يا نقل به مضمونش چنين است
مبادا لحظه اي دي سي شوي يار
جداي از آن پي سي شوي يار
مبادا نام ما را پاك سازي
و كاخ آرزو ها را خاك سازي
بمان تا جاودان اندر دل من
بمان تا حل شود هر مشكل من

 

+ نوشته شده توسط دهواری در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 1:31 بعد از ظهر |

نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
ديدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : عليک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا : نمانده حالي
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بي خيالي
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که مي سرايم شعر سپيد باری
گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد
گفتم : رقيب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، ديروز يا پريروز
گفتم : بگو ، ز مويش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : کجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش ؟
گفتا : خريده قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو ، ز ساقي حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ، ز محمل يا از کجاوه يادی
گفتا : پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقي
گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقي
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جای هدهد ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگي
گفتا : که ادکلن شد در شيشه های رنگي
گفتم : سراغ داری ميخانه ای حسابي ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابي
گفتم : بيا دوتايي لب تر کنيم پنهان
گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان ؟
گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداری ؟
گفتا : که جاش دارم و افور با نگاری
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتي ؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي !

 

+ نوشته شده توسط دهواری در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 1:29 بعد از ظهر |

راننده :

ديگه دارم كم كم ريپ ميزنم مثل ماشينهاي تصادفي شدم اگه همينطوري پيش بره بايد برم زير دست اراقچي قلبمم به روغن سوزي افتاده پدرعشق بسوزه

 

معلم رياضي :

نميدنم چرا جواب تمام مسائلم بي نهايت ميشه يا بي جواب ميمونه هرچي تفريق ميكنم جمع ميشه هرچي جمع ميكنم كم ميشه از ضرب كه مپرس آه

 

مهندس كامپيوتر :

اي آنكه مرا دي سي كرده اي و در وجودم ويروس بلاستر 2003 فرستاده اي كي دوباره من را ري پير خواهي كرد ؟ به فرياد گرافيكم برس

 

دكتر :

چند سالي است كه به زخم مريضانم مرحم ميگذارم و از چنگال مرگ رهايشان ميكنم ! كو طبيبي كه به زخمم مرحم گذارد و دلم را آزاد گرداند

 

ساغي :

مي ميدهم و غم كسان ميگيرم از لطف تو مي كجا غمين ميبينم
حالا كه شدم عاشق ودل در بند است مي را ز شفا بيچاره ترين ميبينم

 

عينك فروش :

اگر روزي بگويم عاشقم بر من نخنديد كه شغلم عاشقي دارد فراوان
بسازم بهر هر چشمي من عينك
گرفتارم كند چشمي چه آسان

+ نوشته شده توسط دهواری در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 1:28 بعد از ظهر |

شنبه
مرد : امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين ، امروز قراره من و زری با هم بريم «فال قهوه روسي يخ زده» بگيريم . ميگيند خيلي جالبه ، همه چي رو درست ميگه . به خواهر شوهر زری گفته « شوهرت برات يه انگشتر بزرگ ميخره » خيلي جالبه نه ؟ سر راه يه چيزی از بيرون بگير بيا

يکشنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين ، امروز قراره من و زری بريم برای کلاسهای «روش خوداتکايي بر اعتماد به نفس» ثبت نام کنيم . هم خيلي جالبه ، هم اثرات خوبي در زندگي زناشوئي داره . تا برگردم دير شده . سر راه يه چيزی از بيرون بگير و بيا

دوشنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين امروز قراره من و زری با هم بريم «شو»ی «ظروف عتيقه» . ميگن خيلي جالبه، ممکنه طول بکشه، سر راه يه چيزی از بيرون بگير و بيار

سه شنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين امروز قراره من و زری با هم بريم برای لباس مامانم که برای عروسي خواهر زری ميخواد بدوزه دگمه انتخاب کنيم . تو که مي دوني فاميل مامانم اينا (!) چه قدر روی دگمه لباس حساس هستند . ممکنه طول بکشه . سر راه يه چيزی از بيرون بگير بيا

چهارشنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين ، امروز قراره من و زری بريم برای کلاس «بدنسازی» و «آموزش ترومپت» ثبت نام کنيم . همسايه زری رفته ، ميگه خيلي جالبه . ترمپت هم ميگند خيلي کلاس داره ، مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله ، سر راه يه چيزی از بيرون بگير و بيار

پنجشنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين ، امروز قراره من و زری بريم با هم خونه همسايه خاله زری که تازه از کانادا اومده . ميخوايم شرايط اقامت را ازش بپرسيم ، من واقعا" از اين زندگي خسته شدم . چيه همه ش مثل کلفتها کنج خونه ! به هر حال چون ممکنه طول بکشه ، سر راه يه چيزی از بيرون بگير و بيا

جمعه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببينم ، تو واقعا" خجالت نمي کشي؟ يعني من يه روز تعطيل هم حق استراحت ندارم ، واقعا" نمي دونم به شما مردهای ايراني چي بايد گفت؟ نه واقعا" اين خيلي توقع بزرگيه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای يه بار شوهرم من رو برای ناهار ببره بيرون ؟

+ نوشته شده توسط دهواری در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 1:27 بعد از ظهر |
زن در طبيعت کمتر به صورت آزاد موجود است و بيشتر به صورت ترکيب با عناصر ، مانند انيدريد تکبر و سولفات خودبينی و ناز در منازل يافت می شود
تاريخچه کشف زن
کاشف اين عنصر ، پرفسور «آدم» است که در تاريخ نوکیا 6600 برای اولين بار با اين عنصر برخورد کرده و در راه اين کشف زحمات فراوانی متحمل شده و با تمام کوششهايی که به عمل آورده هنوز نتوانسته جنس و خواص اصلی اين عنصر را پيدا و درک کند (حتی گفته شده که دهن پرفسور آدم در این راه سرویس شده است )
طرز تهيه زن
برای تهيه اين عنصر کافی است مقداری اکسيد اسکناس و نيترات پژو دویست و شش را در سولفات ويلا مخلوط کرده و دو کاخ طلای
۲۴
عيار به عنوان مهريه و کمی کلريد خواهش (همون التماس) به عنوان شيربها اضافه شود! پس از ترکيب اين مواد ، گاز عشوه و سولفور ناز متصاعد می شود و بعد از ميعان به صورت عشق ، زن در خانه رسوب می کند! بعضی از دانشمندان و متفکران معتقدند چنانچه مقداری از عصاره ء چرب زبانی به عنوان کاتاليزور استفاده شود ، نتيجه کار بهتر خواهد بود
خواص فيزيکی زن
بسيار شکننده است! از جنس نرم و حساس می باشد و به سرعت تحت تاثير محيط و احساسات قرار می گيرد! هر گاه مقداری اسيد خشونت و کربنات سوزآوری به اسم «هوو» به آن اضافه شود فورا ذوب شده و به صورت بيکربنات اشک جاری می شود
خواص شيميايی زن
بعضی از انواع اين عنصر ميل شديدی به ترکيب شدن با کلرات کرم آفتاب و سولفات روژ و استات ريمل دارند و پس از انجام واکنشات غلیظ ، به خيال خودشون قابل تحمل ميشن!!! برخی از انواع اين عنصر ناخالص بوده و همراه سيليکات است و در آن خورده شيشه يافت می شود و خاصيت شوهر آزاری پيدا می کند! برای خالص کردن آن کافی است عنصر ناخالص را در يک محيط سر بسته مانند اتاق بانيترات کتک و کربنات غضب ترکيب نموده و از اين عمل نيم مول گاز جيغ و نيم مول گاز فرياد که غلظت آن برابر ماده اوليه است متصاعد می شود و عنصر به حالت رسوب در کف اتاق ته نشين می شود! سپس اگر به آن مقداری اکسيد محبت اضافه شود به حالت ماده اوليه باز می گردد
توصيه ايمنی
هرگز با این عنصر(زن) یکی بدو نکنید که نتیجه خوبی نمیدهد
+ نوشته شده توسط دهواری در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 1:25 بعد از ظهر |
محمد شهركي امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در زاهدان گفت: اين طوفان از روز گذشته آغاز شده و باعث كاهش شديد ديد و ايجاد گرد و خاك شديد در منطقه شده است.
وي افزود: همچنين اين طوفان در منطقه زابل با سرعت 60 كيلومتر در ساعت و با گرد و خاك شديد همراه بوده تا جايي كه پروازها در اين منطقه مختل شده است.
وي گفت: اين طوفان تا فردا شب ادامه دارد و از نيمه هاي امشب از شدت آن كاسته مي شود و همچنين فردا شهرهاي جنوبي و مركزي را دربر مي گيرد.
شهركي كاهش شديد دما در روزهاي آتي را پيش بيني كرد و از مردم خواست تا نسبت به فشار دما توجه داشته باشند.
حجتعلي شايانفر، رئيس ستاد حوادث غيرمترقبه استان هم گفت: خوشبختانه طوفان روز گذشته تاكنون هيچ خسارتي را در شهر زاهدان به وجود نياورده است.
همچنين رئيس اداره هواشناسي خاش هم اعلام كرد: طوفاني با سرعت 83 كيلومتر در ساعت شهرستان خاش را در نورديد.
ابراهيم ايرندگاني امروز به خبرنگار فارس در خاش گفت: وزش طوفان از ساعت 23 ديشب آغاز شده و همچنان ادامه دارد.
اسماعيل حسين زهي، شهردار خاش هم گفت: وزش طوفان باعث خسارت به تاسيسات، فضاهاي سبز و شكسته شدن تعداد زيادي از درختان اين شهر شده است.
همچنين بنابر اعلام بخشداري نوك آباد وزش طوفاني با سرعت 100 كيلومتر در ساعت از حوالي ساعت 22 ديشب آغاز شده و باعث خسارت به بخش كشاورزي، مكان‌هاي اداري و شكسته شدن تعدادي زيادي از درختان و قطع برق تعدادي از روستاهاي سطح اين بخش شده است.
به گزارش خبرنگار فارس از خاش، هم اكنون بر اثر شدت وزش طوفان، مه غليظ و گردو غبار شديد در مسير تردد زاهدان ـ خاش و خاش به ايرانشهر و سراوان با مشكل مواجه شده و رانندگان مجبورند با روشن كردن چراغ جلوي خودرو با آهستگي و احتياط به رانندگي خود ادامه دهند.
+ نوشته شده توسط دهواری در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 12:11 بعد از ظهر |

اگر کسی در ماشینی که در حال حرکت است آیه سجده تلاوت را بار بار خواند و راننده هم شنید، بر او و راننده چند بار سجده تلاوت واجب می‌شود؟ 
اگر راننده ماشین در حال حرکت و یا شخص سوار برچهارپا آیه سجده تلاوت را بارها خواند درحالیکه کنترل سواریشان بدست‌شان بود، بر آنها چند سجده تلاوت واجب می‌شود؟

 

---------------------------------------------------

احكام سجده تلاوت در ماشین برای راننده و مسافران

سؤال: سجده تلاوت در مورد شنونده و خواننده در حالت ذیل در چه صورتی واجب می شود لطفاً آنرا بیان بفرمایید.
1- اگر کسی در ماشینی که در حال حرکت است آیه سجده تلاوت را بار بار خواند و راننده هم شنید، بر او و راننده چند بار سجده تلاوت واجب می‌شود؟
2- اگر راننده ماشین در حال حرکت و یا شخص سوار برچهارپا آیه سجده تلاوت را بارها خواند درحالیکه کنترل سواریشان بدست‌شان بود، بر آنها چند سجده تلاوت واجب می‌شود؟
3- اگر راننده ماشین یا شخص سوار بر چهارپا کنترل خود را از دست داد و آن سواری بدون کنترل حرکت می‌کرد و در این حالت آیه سجده تلاوت را چندین بار خواند، چند سجده تلاوت واجب می‌شود؟
4- اگر در صورت فوق (مورد سوم) خود راننده یا سوار آیه سجده تلاوت را نخواند بلکه از دیگری به دفعات زیاد شنید حکم آنها چیست؟

الجواب باسم ملهم الصّواب

1- بر راننده تکرار سجده واجب می‌شود زیرا کنترل ماشین بدست اوست لهذا ماشین حکم چهارپا را دارد و بر مسافر فقط یک سجده واجب می‌شود زیرا کنترل ماشین بدست او نیست، و حکم کشتی را دارد.
و فی الرد:
« (قوله: و لو لم یصل تکرر) لان سیرها مضاف الیه حتی یجب علیه ضمان ما اتلفت بخلاف سیرالسفینة» [رد المختار 1/575]
2- در این صورت بر راننده و سوار بر چهارپا، سجده‌های متعدد واجب می‌شود زیرا کنترل حیوان و یا ماشین را در دست دارند.
وفی الرد:
«(قوله: و لو لم یصل تکرر) لان سیرها مضاف الیه حتی یجب علیه ضمان ما اتلفت بخلاف سیر السفینة ». [المختار1/575]
3- در این صورت بر راننده و سوار فقط یک سجده واجب می‌شود زیرا که کنترل حیوان و یا ماشین را از دست داده‌اند.
و فی الدر المختار:
«او انفلتت دابة بنفسها فاصابت مالاً او آدمیاً نهاراً أو لیلاً لا ضمان کما لو جمحت الدابة به ای بالراکب و لم یقدر علی ردها فانه لایضمن کالمنفلتة لانه حینئذ لیس بمسیّر لها فلا یضاف سیرها الیه حتی لو اتلفت انساناً فدمه هدر». [الدرالمختار مع الرد:5/430]
در صورت از دست دادن کنترل ماشین و حیوان نسبت سیر به طرف راکب نمی‌باشد و به همین خاطر بر او ضمان نمی‌آید.
5- بر راکب تلاوت کننده و بر راننده و مسافر یک سجده واجب می‌شود، زیرا هیچ یک کنترل ماشین و حیوان را بدست ندارد، پس درعدم نسبت سیر به آنها حکم کشتی بر اینها اطلاق می‌شود.
و فی الطحاوی:
«و لا بسیر سفینة لان سیر السفینة لایضاف الیه» [طحطاوی علی المراقی الفلاح: ص 405، کذا فی الشامیة: 5/430]

و الله اعلم بالصّواب
(علامه مفتی) خدانظر رحمه‌الله
      دارالافتاء حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان
22/6/1420 هـ.ق

+ نوشته شده توسط دهواری در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 3:28 بعد از ظهر |
شينهوا: 16زنداني در يكي از زندانهاي كنگو بر اثر گرسنگي كشته شدند.نماينده سازمان ملل متحد در جمهوري دموكراتيك كنگو اعلام كرد: از اول ژانويه تاكنون 16 نفر در زندان مركزي «بوجي ماي» بر اثر گرسنگي جان خود را از دست داده اند.
«كمال سايكي» سخنگوي هيأت اعزامي سازمان ملل متحد در جمهوري دموكراتيك كنگو در يك نشست خبري اعلام كرد، وضعيت در زندان بوجي ماي فاجعه آميز شده است و از ابتداي سال جاري تاكنون 16 زنداني بر اثر گرسنگي و يا بدرفتاري نيروهاي امنيتي جان خود را از دست دادند.
براساس آمار ارايه شده از سوي سخنگوي هيأت اعزامي سازمان ملل در حال حاضر در اين زندان 398 نفر در حبس به سر مي برند كه 11 نفر از آنان را زنان تشكيل مي دهند.
+ نوشته شده توسط دهواری در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 3:25 بعد از ظهر |
ايسنا- انگ اعتياد براي زناني كه از اين معضل در كشورمان رنج مي برند، در حالي پررنگ باقي مي ماند كه به گفته رييس انجمن مبارزه با آسيب هاي رفتاري، ترس از «خوشنامي به اين ننگ» و تبعات اجتماعي آن، سهم 80 درصدي روبه رشد فقدان تمايل به ترك در زنان معتاد را به خود اختصاص داده است. هم اكنون عامل اعتياد 56 درصد از جمعيت 200 هزار نفري زنان معتاد كشور، همسران معتاد هستند. زناني كه در پي شكست تلاش هاي مكرر براي نجات همسر، خودخواسته يا ناخواسته، تن به آلودگي مي سپارند. انگ و ترس از ننگ و در نتيجه باقي ماندن در بلاي اعتياد، آسيب هاي بي شماري در پي دارد كه از جمله آن مي توان به گفته دكتر بهرام يگانه، رييس انجمن مبارزه با آسيب هاي رفتاري ايران استناد كرد كه 90 درصد معتادان زن، حداقل يك بار مورد سوءاستفاده و خشونت جنسي همسر يا تجاوز غيرهمسر قرار مي گيرند. 
+ نوشته شده توسط دهواری در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 3:25 بعد از ظهر |
اعتماد : زن جواني که به اجبار پدرش ازدواج کرده بود در انتقام جويي جنون آميزي سه عضو خانواده اش را به کام مرگ کشاند.
به گزارش خبرنگار ما ساعت 30/4 بامداد آخرين روز بهمن ماه وقوع آتش سوزي در يک منزل مسکوني به مرکز 125 مشهد گزارش شد و امدادگران به سرعت خود را به محل حادثه رساندند. آنان پس از خاموش کردن شعله هاي آتش متوجه شدند در اين حادثه سه مرد و دختر بر اثر سوختگي شديد جان باخته اند. به همين خاطر کارآگاهان را از واقعه مطلع کردند و دقايقي بعد تحقيقات پليس پيرامون اين حادثه مرگبار آغاز شد. ماموران متوجه شدند مقتولان مردي 53 ساله به نام الياس، دختري 10 ساله به نام سودابه و پسري 19 ساله به نام کامران هستند و سه عضو ديگر اين خانواده توانسته اند در همان لحظات اوليه حريق از خانه بگريزند.به اين ترتيب بازجويي از اين سه تن آغاز شد و منيره مادر خانواده گفت؛ نيمه شب از خواب پريدم و از اتاق بيرون رفتم اما پيش از آنکه دوباره به رختخواب بازگردم ناگهان متوجه شدم اتاق خواب مان آتش گرفته است. با داد و فرياد سعي کردم بقيه را بيدار کنم. خودم نيز از ترس پا به فرار گذاشتم.
سميرا دختر بزرگ خانواده و شوهرش به نام امين نيز در بازجويي ها اظهارات مشابهي را مطرح کردند. در حالي که علت آتش سوزي هنوز مشخص نشده بود کارشناسان سازمان آتش نشاني به تحقيق در اين خصوص پرداختند و حريق را عمدي تشخيص دادند. با روشن شدن اين موضوع کارآگاهان ابتدا انگشت اتهام را به سوي امين نشانه گرفتند و وي را متهم به قتل سه عضو خانواده همسرش کردند. اين مرد در بازجويي هاي صورت گرفته منکر قتل شد و گفت تا زمان وقوع حريق من خواب بودم و در اين ماجرا هيچ نقشي نداشتم ضمن اينکه دليلي وجود نداشت که بخواهم پدر، خواهر و برادر سميرا را به قتل برسانم.
اظهارات امين در مراحل مختلف تحقيقات کارآگاهان را قانع کرد که او در اين جنايت هولناک نقش نداشته است به همين خاطر اين بار سميرا پشت ميز بازجويي نشست و در حالي که ابتدا خودش را بي گناه مي خواند سرانجام به انتقام جويي جنون آميزش اقرار کرد. سميرا گفت؛ من سال ها قبل ازدواج کردم و در کنار شوهرم زندگي خوبي داشتم و هر چند از نظر مالي وضعيت زياد خوبي نداشتيم اما در آرامش زندگي مي کرديم تا اينکه شوهرم در حين کار بر اثر سقوط از بلندي جان باخت و من که بيوه شده بودم به ناچار به خانه پدري ام بازگشتم اما رفتارهاي پدرم با من آن طور که فکر مي کردم نبود. او مرا آزار مي داد طوري حرف مي زد که انگار سربارشان هستم. او مرتب مي گفت صلاح نيست من مجرد بمانم و بايد هر چه زودتر ازدواج کنم. بالاخره هم مرا به عقد اين مرد که 16 سال از من بزرگ تر است، در آورد. من هيچ تمايلي براي ازدواج با امين نداشتم و بارها نيز اين موضوع را به خانواده ام اعلام کردم ولي مخالفت هاي من هيچ تاثيري نداشت و به زور پاي سفره عقد نشستم. از آن به بعد بود که زندگي برايم جهنم شد و بارها از پدرم خواستم صيغه محرميت من و امين را فسخ کند اما هر بار اين موضوع را مطرح مي کردم او و شوهرم مرا به باد کتک مي گرفتند و مي گفتند تحت هر شرايطي بايد به زندگي مشترک ادامه بدهم و حق ندارم حرفي از طلاق به ميان بياورم. زندگي آزاردهنده و فلاکت بارم همچنان ادامه داشت تا اينکه تصميم گرفتم شوهر و پدرم را بکشم. براي اين کار شب حادثه در غذاي هر دو قرص هاي خواب آور ريختم. حدود ساعت چهار بامداد بود که مادرم بيدار شد و از اتاق بيرون رفت. من که زمان را براي اجراي نقشه ام مناسب ديده بودم با کبريت رختخواب پدرم را آتش زدم و فوري به حياط دويدم چند دقيقه بعد امين بيدار شد و خودش را نجات داد ولي پدر، خواهر و برادرم در آتش سوختند.بنابر اين گزارش پس از اعترافات سميرا وي بازداشت شد و تحقيقات قضايي از اين زن به زودي آغاز مي شود.
+ نوشته شده توسط دهواری در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 3:23 بعد از ظهر |

اعضاي تيم ملي هندبال بحرين پس از درگيري با بازيكنان تيم كويت رقابت‌هاي هندبال قهرماني مردان آسيا در اصفهان را ترك كردند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جمعه شب پس از پايان ديدار تيم‌هاي ايران و كويت در اصفهان كه با برتري تيم ايران و صعود تيم كشورمان به همراه كويت به مرحله نيمه پاياني رقابت‌هاي هندبال قهرماني مردان آسيا همراه بود، اعضاي تيم‌هاي بحرين و كويت با يكديگر درگير شدند.
اين درگيري زماني روي داد كه در هنگام صرف شام در هتل كوثر بازيكنان تيم بحرين با حضور در سر ميز بازيكنان كويتي به آنها درباره‌ي نحوه‌ي بازي مقابل ايران اعتراض كردند كه اين موضوع سبب بروز درگيري ميان بازيكنان دو تيم شد.
در طي اين درگيري بازيكنان دو تيم حتي با استفاده از كارد غذاخوري به يكديگر حمله كردند و شيشه‌هاي سالن غذاخوري هتل را نيز شكستند كه در طي اين درگيري دو بازيكن كويتي مصدوم شده و راهي بيمارستان شدند.
به گزارش ايسنا، صبح امروز نيز وزير ورزش بحرين با اعزام هواپيماي اختصاصي به فرودگاه اصفهان خواهان بازگشت تيم بحرين از رقابت‌هاي قهرماني هندبال مردان آسيا شد و در حالي كه قرار بود تيم هندبال بحرين روز دوشنبه براي كسب عنوان پنجم - ششمي اين رقابت‌ها به مصاف تيم قطر برود بازيكنان اين تيم صبح امروز ايران را به نشانه اعتراض به مقصد بحرين ترك كردند.

+ نوشته شده توسط دهواری در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 3:22 بعد از ظهر |
رسانه‌هاي محلي امريكا اعلام كردند يك زن 42 ساله كاليفرنيايي كه قادر است تك‌تك جزئيات زندگي خود را مانند فيلم به خاطر آورده و جلوي چشم‌هايش تصور كند، دانشمندان را شگفت‌زده كرده است.
به گزارش ايسنا اين زن امريكايي كه هم اكنون متاهل است، مي‌گويد كه تمام صحنه‌هاي زندگي‌اش با جزئيات آن مانند فيلم از جلوي چشمانش مي‌گذرند و هرگز متوقف نمي‌شوند.اين زن كه به وي لقب "يادآوري كل" داده‌اند، مي‌تواند تصوير هر جايي كه بوده و هر كاري كه انجام مي‌داده را ببيند و حتي تيتر اخبار مهم را نيز به ياد آورد.
وي كه با نام «آ.ج» معرفي شده با اطلاعات كاملا تصادفي از دوران نوجواني‌اش مورد آزمايش قرار گرفته است. او همچنين مي‌تواند رويدادهاي خبري بزرگ مانند مرگ الويس پرسلي در روز 16 اوت سال 1977 و حتي اخبار جزيي مانند تصويب يك قانون ماليات محلي در سال 1978 و يك سانحه هواپيمايي در سال 1979 را نيز به ياد آورد.
پروفسور جيمز مك گائوگ، متخصص مغز، «آ.ج» و مرد ديگري با همين قدرت مغزي به نام «براد ويليامز» را مورد آزمايش قرار داده است.
وي مي‌گويد: اين حالت سندرم hyperthymestic نام دارد و هر دو نفر داراي ويژگي‌هاي وسواس فكري هستند كه به آنها در تقويت حافظه‌هايشان كمك مي‌كن
+ نوشته شده توسط دهواری در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 3:22 بعد از ظهر |

Kaaba Inside 1
[click for larger pic]

Kaaba Inside 2
[click for larger pic]

 

 

 

Kaaba Inside 3

 

کعبه ــ مکه
کعبه ــ مکه
کعبه ــ مکه
کعبه ــ مکه
حجر الاسود ــ مکه
حجر الاسود ــ مکه
مقام ابراهیم ــ مکه
مقام ابراهیم ــ مکه
قدم ابراهیم ـ مکه
قدم ابراهیم ـ مکه
دروازه کعبه ــ مکه
دروازه کعبه ــ مکه
قفل دروازه کعبه ــ مکه
قفل دروازه کعبه ــ مکه
ناودان (میزاب الرحمة) ــ مکه
ناودان (میزاب الرحمة) ــ مکه
چاه زمزم ــ مکه
چاه زمزم ــ مکه
صفا و مروه (مسعى) ــ مکه
صفا و مروه (مسعى) ــ مکه
دیوار کعبه ـ مکه
دیوار کعبه ـ مکه
شاذروان ــ مکه
شاذروان ــ مکه
کسوه کعبه ــ مکه
کسوه کعبه ــ مکه
رکن یمانى ــ مکه
رکن یمانى ــ مکه
کوه نور (جبل النور) ــ مکه
کوه نور (جبل النور) ــ مکه
غار حرا ــ مکه
غار حرا ــ مکه
کوه ثور (جبل الثور) ـ مکه
کوه ثور (جبل الثور) ـ مکه
غار ثور ــ مکه
غار ثور ــ مکه

 

+ نوشته شده توسط دهواری در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 2:7 قبل از ظهر |

توهین مجله "خانواده سبز"  به ام المؤمنين عايشه صديق-رضی الله عنها!

مجله "خانواده سبز" که یکی از پرتیراژترین و پرخواننده‌ترین نشریات کشوری می‌باشد، در شماره اخیر خود[شماره 195] مطلبی را تحت عنوان "تصویری از جنگ به روایت ابراهیم حاتمی کیا" به چاپ رسانده است که در قسمتی از آن آمده است:

«آرایش نیروها برایم خیلی عجیب بود، منافقین، زنها، این عایشه‌های زمان را برای تحریک دیگران در خط مقدم گذاشته بودند و نیروهای دیگر عقب تر!»

در این مطلب زنان نیروهای دشمن (العیاذ بالله) به مادر مؤمنان جهان، همسر پاک رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وسلم حضرت عایشه صدیقه تشبیه داده شده‌اند.

عائشه‌ای که خداوند برائت او را از بالای هفت آسمان نازل نموده می‌فرماید: «ان الذین جاءوا بالافک عصبة منکم لاتحسبوه شراً لکم بل هو خیر لکم لکل امرئ منهم ما اکتسب من الاثم والذی تولی کبره منهم له عذاب عظیم». همانا کسانی که آن بهتان را بستند (و به عائشه تهمت کار ناشایست زدند که رسول و مؤمنان را بیازارند) گروهی همدست از (منافقان) شمایند. نپندارید ضرری از آن به آبروی شما می‌رسد بلکه خیر و ثواب نیز(چون بر تهمت صبر کنید از خدا) خواهید یافت هریک از آنها به عقاب گناه خود خواهند رسید و آن کسی از منافقان که رأس و منشأ این بهتان بزرگ گشت هم او به عذاب بزرگ معذب خواهد شد. [سوره نور آیه 11 ترجمه: آقای مهدی اللهی قمشه‌ای].

و خطاب به کسانی که این تهمت ناروا را به زوجه نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم زدند فرمود: «ولو لا فضل الله علیکم و رحمته فی الدنیا والاخرة لمسکم فی ما أفضتم فیه عذاب عظیم». اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و عقبی شامل حال شما (مؤمنان) نبود به مجرد خوض در این گونه سخنان (نفاق انگیز) به شما عذاب بزرگ می‌رسید. [سوره نور آیه 14 ترجمه آقای مهدی قمشه ای].

و در پایان به خاطر اینکه مؤمنان را کاملاً از به زبان آوردن امثال این سخنان و بد و بیراه گفتن به مادر مؤمنان باز دارد می‌فرماید:

«یعظکم الله ان تعدوا لمثله ابداً ان کنتم مؤمنین» خدا به شما (مؤمنان) موعظه و اندرز می‌کند که زنهار دیگر گرد این سخنان (ناروا) نگردید اگر اهل ایمانید. [سوره نورآیه 17]

آری! کسانی که به این آیات الهی ایمان داشته باشد به خود اجازه نخواهد داد که نسبت به این بانوی پاک حتاکی و بی‌حرمتی نماید و یا دیگران را در شرارت به او تشبیه دهد.

حال سؤال اینجاست که چرا مجله‌ای پرتیراژ که خوانندگان زیادی در داخل و خارج (امارات عربی) دارد اقدام به چاپ چنین مطالب توهین‌آمیزی که از آن بوی تفرقه استشمام می‌شود، نماید؟ مگر دست‌اندرکاران این نشریه غافل از آنند که درصد بسیاری از خوانندگان آنها را اهل‌سنت تشکیل می‌دهند و چاپ چنین مطالبی در واقع توهین و تحقیر به عقاید و مقدسات آنهاست؟!

لازم به ذکراست که سایت خانواده سبز چندی قبل مطالبی در مورد علل مرگ ناصر عبداللهی نوشته بود و در آن حتاکی‌ها و بی‌حرمتیهای زیادی به اهل‌سنت نموده بود

 

+ نوشته شده توسط دهواری در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 1:59 قبل از ظهر |
نقش شخصيت ھا در تاريخ ھر قوم و ملتى غير قابل انکارند٠ شخصيتھاى تاريخى بنا به نيازھاى تاريخى ھر ملت در دامن ھمان ملت پرورده ميشوند٠ آنھا که به شکل اسطوره در تاريخ ھر ملتى ماندگار ميشوند برآورنده نيازھاى تاريخى ھر ملت از زواياى گوناگون مثلاً ھنرى، سياسى،علمى، اجتماعى، روانى و٠٠٠٠ بوده اند که مردم بلوچ در اين باره نمونه ھاى بسيارى در تاريخشان دارند که شما بسيارى را نام برده ايد٠
دادشاه ھم اکنون به عنوان سمبلى از مقاومت و رشادت در تاريخ بلوچستان ثبت شده است و اگر کتابھا ھم در باره افشاى جناياتى که او بر عليه مردم بى دفاع مرتکب شده نوشته شود از ماھيت قھرمان بودن او چيزى کم نميکند٠ آنچه دادشاه را دادشاه نمود تا جايى که حتى به عنوان سمبل مبارزه و مقاومت در کتابھايى چون کليدر محمود دولت آبادى و در رديف مير دوست محمد خان از آن ذکر رفته است، نه جناياتى است که مرتکب گرديده است بلکه مقاومتى است که براى دفاع از حيثيت و حرمت بلوچى خود در مقابل دسيسه ھاى دشمنان شخصى اش که مورد حمايت خوانين شيرانى قرار گرفته بودند از يکسو و شجاعت و تاکتيکھايى که براى دفاع از جان خود در مقابل نيروھاى نظامى دولتى آن زمان به مدت 14 سال از خود نشان داد از سوى ديگر، او را قھرمان نمود٠
شاه بيت زندگى دادشاه که او را در تاريخ بلوچستان ماندگار نمود ھمانا تسليم نشدن او در ديدار معروف مير مھيم خانى که ھميشه ياور او بوده است ميباشد٠ اوميدانست که ميرمھيم خان بنا به فشارھايى که پس از کشته شدن بانوى آمريکايى از سوى دولت ايران بر او وارد آمده است ديگر ميرمھيم خان سابق نخواھد بود٠ او ميدانست که ميرمھيم خان تصميم خود را گرفته است، يا داداشاه را تسليم شاه و يا از جولانگاه بلوچستان حذف خواھد نمود ٠ آرى، اين لحظه تصميم گيرى حياتى، در آن کوه پايه معروف لاشار، حيات دادشاه و مير مھيم خان را جاودانه نمود٠ اگر دادشاه در آن ديدار تاريخى تسليم ميرمھيم خان ميشد تا ھمچون بسيار کسانى ديگر افتخار "شه بخشى" نصيبشان گردد، نه ديگر دادشاھى داشتيم و نه نام مير مھيم خانى در تاريخ بلوچستان٠ فراموش نشود که شرايط زمانى آن برھه از تاريخ بلوچستان بى شباھت به برھه کنونى نبوده است٠
لشکرگجر= رضاشاه بلوچستان را تار و مار کرده، ھر کسى را به جرم داشتن حتى يک تفنگ فتيله اى اعدام ميکردند( يکى از فاميلان خودم ، که از فرزندان" روشن " يعنى برادر شھمير پدر مرحوم کدخدا عبدالحسين زردکوھى باشد به چنين جرمى اعدام گرديده است= به نقل از کماشھاى طايفه زردکوھى )، در چنين دورانى آنرا که شھامت کند و بر خلاف سياست و قوانين حاکم روز، اسلحه برنو تھيه کند وآنھم به شيوه اه اى که شما خود بيان کرده ايد، طبيعى است که در ميان مردم عادى داراى ابھت و سمبل مقاومت و قھرمان آنان گردد٠
در مقاطعى از تاريخ حيات ملتھا، مردم در وضعيتى روانى اجتماعى خاصى قرار ميگيرند که به راحتى جنايات بيشمارى را در مقابل شاھکارى از جانيان، به فراموشى سپارند و آن شاھکار بايد در ازاى خوشنامى از دست رفته عمومى آن مردم باشد، نسلى از مردمى که در حافظه تاريخى خود، آنگونه تجاوز به حقوق و ستمگرى از بيگانگان را در دوران قاجاريه و دوران رضاشاه نداشتند٠
کاملاً حق با ھمه آن کسانى است که ميگويند دادشاه آگاھى ملى نداشت و به ھمين دليل نميتواند سمبلى از مقاومت ملى به مفھوم امروزى باشد، اما جنايات دادشاه در مقابل مقاومت سمبليکى که باعث خريد روحيه از دست رفته مردم بلوچستان که گجرھا با جنايات غير قابل وصف و نھايتاً ھمکارى بسيارى ازسردارھاى شکست خورده بلوچ، فرھنگ و روحيه اى تسليم طلبانه و تمکينى را در مقابل گجر ھا و ايادى آنھا مسلط نموده بودند فراموش و او را در آن زمان که ھيچ جنبنده اى را امکان ابراز اندام نبودجايگزين قھرمان گم شده ملى بلوچھا نمود٠ آرى، خيزش و مقاومت دادشاه در آن برھه از زمان ، براى دفاع از اعتبار و حيثيت شخصى بلوچى خود که بخشى از فرھنگ خوشنام بلوچى در ميان ملل ھمسايه است، او را تبديل به قھرمان مقھورين وشکست خوردگان از دولت قھار و زورگوى مرکزى نمود٠

دقيقاً با شما موافقم که ھر فرد يا ھر جمعى در ھر برھه اى از زمان کارى را انجام دھد که ملتى از آن به نحو مثبت و يا منفى متأثر گردند تاريخ بى رحمانه قضاوت خواھد کرد٠ دادشاه را تاريخ نويسان شاھنشاھى تاجدار و يا عمامه داران ايران قھرمان جا نزده اند بلکه کمبود قھرمان ملى در آن برھه از تاريخ بلوچستان او را که سمبل مقاومت براى دفاع از حيثيت و اعتبار شخصى خود بود جانشين قھرمان ملى نمود٠ و طبيعى است که اگر تاريکى نبود ارزش روشنايي درک نميشد ھمانگونه که درک صفات خداوندى بدون شناخت صفات شيطانى محال است٠ قھرمانى دادشاه و ماندگارى تاريخى او در ميان مردم بلوچ با درک وجود و حضورتاريخى آن زمان مير مھيم خان معنى و مفھوم پيدا ميکند٠

شما به درستى در آخرين نوشته اى که در جواب عبدالرحيم بلوچ نوشته ايد ذکر کرده ايد که :٠

"با مرده ها نمیشود کاری کرد وانها رامورد باز خواست قرار داد واگر درگذشته خانی با انتحاب ویا با قلدری بر منطقه ای حکمرانی کرده وبتاریح پیوسته از گناه او بگذریم ولی جنابعالی از دوران پهلوی وتا عصر طلائی حکومت ملایان در کدام منطقه دیده وشنیده اید که خانزاده ای ادعای سرداری بکند مردم بریش او نمی خندند؟ میگوئید انها با غیر از طبقه خود زن نمیدهند دوست من این گونه تبعضها دارد کم رنگ ودر حال از بین رفتن است وبنظر من خانواده شما هم تاکنون به طبقه پائین تر از خود زن نداده که متئاسفانه تا هنوز ذات زهی تا حدودی بین تمام اقشار بلوچستان مطرح است واگرمطرح نیست بفرمائید همان سردار مردمی که مد نظر شما است بیکی از طایفه چاکری ودرزاده زن داده

من فکر نمیکنم واین گونه ادعا ها را باید در عمل ثا بت بکنیم"

و نھايتاً به اين دست اورد بسيار مھم رسيده ايد که؛ "ازدر گاه خداوند ارزو میکنم بما مردم بلوچستان هم عقل بصیرتی بدند تا بتوانیم رشته ها ی از هم گسسته قومی وملی خود را گره بزنیم امین"٠



دوست و برادر عزيز، در اين گفته ھاى شما که نقل کردم کسى مخالفت خواھد کرد که فقط ناشيانه بخواھد سر ناسازگارى با زمان و با دانش و علوم اجتماعى انسانى داشته باشد٠ آنچه که بايد در دوران گذشته براى پيوستگى "قومى و ملى" پدران و پدر بزرگان مان براى آزاد زيستن و انسانى زيستن اين نسل و نسلھاى آينده انجام ميدادند بنا به شرايط مشخص تاريخى و رشد اجتماعى آن زمان نتوانستند عملى کنند که ھم اکنون تاوان "گسستگى قومى و ملى" را نسل حاضر و نسلھاى آينده بايد متحمل گردند ٠ ھم اکنون، مردم بلوچ در شرايطى بسيار خطرناکتر از گذشته تحت سيطره دشمنان حقوق ملى قرار دارند٠ ھر چند که مبارزه براى دستيابى به حقوق ملى مان بسا دشوارتر از دوران پدران مان گرديده است اما تعويق ھر چه طولانى ترش شايد آنرا براى نسلھا آينده غيرممکن سازد٠

به ھمين دليل براى دست يافتن به حقوق انسانى و ملى مان که حقى است يکسان براى ھمه اقشار و طبقات اجتماعى مردم بلوچستان چاره اى جز "پيوستگى ملى" نيست و ھر کس که جز اين کند راه به ھندوستان برد ٠ در اين راه چاره اى جز بھم پيوستن تمامى اقشار ملت بلوچ نيست٠ از کشاورزان روستايى و کارگران شھرى گرفته تا اقشار کاسب و تاجر و کارمند، از عشاير و قبايل کوچ نشين گرفته تا شھرنشينان نيم مرفه و مرفه، از اقشار روشنفکر ملى دموکرات گرفته تا اقشار گوناگون ملى مذھبى٠

ھمه از اينکه سرنوشتشان را نه تنھا کسانى ديگر که غير بلوچ اند بلکه در جايى ديگر( تھران يا اسلام آباد) تعيين ميکنند در رنج اند٠ آثار و تبعات شوم اين بى سرنوشتى به شکلھاى مختلف تأثير سوء خود را بلا استثناء بر ھمه اقشار گذاشته و روز به روز ھم سرعت آن در جھت نسل کشى بطئى و آرام مردم اين سرزمين در حال افزايش است ٠



نکته اى که در اين "پيوستگى ملى" نبايد از نظر دور داشته شود ھمانا حفظ منافع قشرى ھر شرکت کننده در اين ھمبستگى ملى و تأمين منافع آن از ديدگاه ھر قشر در بلوچستان آينده ميباشد٠ بايد اذعان نمود که ھيچ سخنى و ھيچ کارى بدون در نظر داشتن منافع و ديدگاه ھر قشر شرکت کننده در اين حرکت جمعى عملى نخواھد شد٠

به ھمين دليل براى دست زدن به چنين کارى سترگ، ظرف و قالبى لازم است که وسعت و گستردگى مناسب براى جاى دادن نمايندگان ھمه اين اقشار و تضمين تأمين منافع مورد نظر آن اقشار را نيز داشته باشد٠

متأسفانه ھنوز اين ظرف و قالب شکل نگرفته و بسيار دير شده است، اما ملت بلوچ را براى پيروزى و دستيابى به حقوق پايمال شده اش چاره اى جز طى اين طريق نيست ٠

اشرايط کنونى بلوچستان شرايط مادرى را ماند که در حال کشيدن دردى بى امان است، درد زايمان مادرى را ماند که براى تولد نوزادى در حال ضجّه کشيدن است٠ شرايط فرھنگى و ىسياسى مردم بلوچ و خاصاً فعالان آن، خفقان و سرکوب سرتاسرى حاکميت جمھورى اسلامى بر کل ايران و ھمچنين شرايط جھانى و منطقه اى از عوامل و فاکتورھاى مؤثر در طولانى تر شدن و يا کوتاه تر شدن اين درد زايمان "مادر بلوچستان" ميباشند٠



تأمين حاکميت ملى بلوچستان به مفھوم تأمين حاکميت مردم بلوچ بر سرنوشت خويش از کانال انتخاب آگاھانه و آزادانه نمايندگان سياسى خويش براى مجلس ملى بلوچستان وداشتن حق انتخاب وحق عزل و نسب مقامات و ھمچنين پايبندى به منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد و تمامى ميثاقھاى آن و با تضمين حفظ احترام بر اديان مردم اما تأکيد بر جدايى دستگاه دين از دستگاه دولت، آن معيارھايى ھستند که ميتوانند اصول محورين و پايه اى براى آن ظرف و قالب مورد بحث باشند٠ شکل گيرى ھر چه سريعتر اين ظرف و قالب است که ميتواند مسکن مؤثرى براى کاھش درد زايمان "مادر بلوچستان" وتولد نوزادى سالم باشد٠

در مقطع زمانى حاضر، رھروان و پويندگان چنين مسيرى قھرمانان راستين و تسکين هنده درد زايمان"مادر بلوچستان" و کمک کنندگان به تولد نوزاد فردايند٠

ھمچنانکه که خود بيان کرده اى:

"تاریح این بار امانت را بدوش نسل جوان گذاشته دوران خانی سرداری سپری شده بنظرم خان خانزاده دارد خود را با اجتماع کنونی بلوچستان تطبیق میدهد انها را دورنریزید چون میگویند هزارتا دوست کم است یک دشمن زیاداست٠



آرى، اين قھرمانان ميتوانند از خانزاده ھاى نسل امروز ،درزاده ھاى نسل امروز، ازکشاورزان و کارگران از روحانيون مبارز ملى، از روشنفکران مترقى ملى و خلاصه از ھر قشر و طبقه اى که دل در گرو سرنوشت و آينده مردم بلوچ و حقوق انسانى آنھا دارند باشند٠ آنچه که ھر کسى را در اين ميدان نبرد قھرمان ميکند نه اصل و نسب گذشته و فاميل آن بلکه شه ميرى مير کمبرى و دؤدايى، ھمت بالاچى و دادشاھى،پايمردى رحيمى و ٠٠٠ وفادارى خسروى مقاومت شفيعى و اشکانى، ،آگاھى و شجاعت عبدالمالکى، پشتکار و ادامه کارى ناصرى و فداکارى صدھا و ھزاران بلوچ رزمنده ديگر است٠

آرى دوست و برادر عزیز، براى به دست آوردن حقوق ملى مردم بلوچ به عنوان يک ملت "پيوستگى ملى" ک شما مطرح کرده ايد ضرورتى است حياتى، و بايد که براى اين امر ملى، ھمه اقشار ملى در حد توانشان شريک بايد گردند تا در ظرف و قالب و سازمانيافتگى خويش نبردى تاريخى را سرانجامى تاريخى و قھرمانانه دھند٠
+ نوشته شده توسط دهواری در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 1:41 قبل از ظهر |

حقيقت عيسي عليه السلام
ترجمه شده از:
http://www.beconvinced.com


بدون ترديد، معمولاً شما ادعاهاي را که عيسي خداست، شنيده باشيد. يعني شخص دوم در نظريه (تثليث مقدس). اما انجيل حقيقي که منحيث منبع معلومات در مورد عيسي و همچنان به طور مبناي عقيده در چوکات عيسيويت استفاده مي شود، اين ادعا را واضحاً تکذيب مي کند. ما، شما را مي انگيزيم که به انجيل خود رجوع فرماييد و معلوم کنيد که نتيجه گيري هاي ذيل، خارج از متن کتاب تان بيرون نويس نگرديده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دهواری در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 1:23 قبل از ظهر |
اعدام 4 مجرم در حیاط زندان اوین

4 مجرم جنایتکار که باعث به قتل رسیدن 5 شهروند تهرانی شده بودند صبح دیروز در حیاط زندان اوین به دار مجازات آویخته شدند.

به گزارش شیعه نیوز به نقل از فارس، صبح دیروز 4 متهم به قتل عمدی 5 شهروند تهرانی در حیاط زندان اوین به دار مجازات آویخته شدند.

اولین مجرم به دار آویخته صبح امروز فردی به نام پیمان 34 ساله بود که متهم به قتل عمدی همسرش مریم 27 ساله بود.

پیمان عصر روز 14 مرداد سال 80 در خانه‌اش در حوالی نارمک با وارد کردن یک ضربه چاقو به ناحیه قفسه سینه همسرش مریم وی را به قتل رسانده و سپس مدعی شد شخص ثالثی با ورود به خانه‌اش دست به این جنایت زده است.

پیمان از سوی شعبه 1601 دادگاه عمومی جزایی تهران به قصاص محکوم شد که این حکم از سوی شعبه 4 دیوان عالی کشور نیز تائید شد و پس از استیذان از رئیس قوه قضاییه صبح امروز به دار مجازات آویخته شد.

دومین متهم به قتل عمدی که صبح امروز به دار مجازات آویخته شد جوان 32 ساله‌ای به نام صابر بود که در تاریخ 24 مهر سال 84 در جریان سرقت از یک منزل یک زوج جوان را به قتل رسانده بود.

صابر زمانی که در حوزه کلانتری 129 جامی به خانه‌ای زوج جوان به نام‌های مژگان و پارسا با انگیزه سرقت وارد می‌شود با انگیزه سرقت این زوج را به قتل می‌رساند.

صابر از سوی شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به قصاص محکوم شد که این حکم از سوی شعبه 41 دیوان عالی کشور تائید شد و به این ترتیب صبح امروز این فرد به سزای عملش رسید.

محمد 31 ساله نفر سومی بود که صبح امروز دار مجازات پایان زندگی وی را رقم زد و پرونده وی برای همیشه بسته شد.

محمد متهم بود در تاریخ 10 دی ماه سال 83 زمانی که برف تهران را سفید پوش کرده بود بر سر روبیدن برفها با دو همسایه خود درگیر شده که در این درگیری فردی به نام حسن را با ضربه پارو به قتل رسانده است.

وی در دفاعیاتش مدعی شد حسن برفهای روبیده شده در جلوی منزلش را به جلوی خانه وی ریخته و همین امر باعث شده تا محمد عصبانی شده و به این کار دست بزند.

محمد از سوی شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به قصاص محکوم شد که این حکم از سوی شعبه 38 دیوان عالی کشور تائید شد و صبح امروز این مجرم به دار آویخته شد.

اما آخرین مجرم جنایتکاری که در سحرگاه امروز دار مجازات به زندگی وی خاتمه داد یک سارق سابقه دار بود که در یکی از سرقتهای خود فردی را به قتل رسانده بود.

علی اکبر 27 ساله در تاریخ 8 فروردین سال 83 با همدستی یکی از دوستان خود به نام قربان 29 ساله به خانه مرد 67 ساله‌ای به نام جبار می روند که در آنجا زمانی که از سوی صاحبخانه شناسایی می‌شود دست به کشتن وی می‌زند.

علی‌اکبر جبار را با فشار دادن گلویش به قتل رسانده و سپس بعد از سرقت لوازم خانه‌اش از محل متواری می‌شود.

شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران برای علی‌اکبر حکم قصاص صادر کرده و برای قربان همدست وی 15 ساله حبس در نظر گرفت که این دو حکم از سوی شعبه 4 دیوان عالی کشور تائید شد.

+ نوشته شده توسط دهواری در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 2:9 قبل از ظهر |
اجساد گرفتار شدگان در بهمن پيدا شد
مديركل بازرساي و حواد ث غير مترقبه استان مازندران گفت: لحظاتي قبل جسد سه سرنشين خودروي هيوندا كه در اثر بهمن به دره سقوط كرده بوده پيدا شد.
 
به گزارش«جهان»  بهزاد پورمحمد امروز در گفت و گو با فارس در ساري افزود: جسد «حامد مرداني» به اتفاق يكي از برادرهايش و يكي از خواهرهايش در داخل خوردو هيوندا كشف شد.


وي بيان كرد: در دو روز گذشته سه خوردو در مسير جاده كندوان به دره پرتاب شدند كه روز گذشته جسد تك سرنشين خوردوي زانتيا با تلاش نيروهاي هلال احمر، راهداري و بسيج مازندران پيدا شد و امروز نيز آخرين خودروي اين حادثه پيدا شد.


پورمحمد در پايان خاطر نشان كرد: با پيدا شدن آخرين خودروي مفقود شده اين حادثه عمليات جستجو و نجات نيز در اين منطقه به پايان رسيده است.
+ نوشته شده توسط دهواری در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 1:43 قبل از ظهر |
حمله ملخ ها ایران و امارات راتهدید می کند
امارات متحده عربی تحت حمله ملخ ها قرار گرفته که طی 25 سال اخیر بی سابقه بوده است.
 
به گزارش«جهان» و به نقل از نووستی رسانه های گروهی گزارش می دهند که حمله این حشرات ایران و دیگر کشورهای منطقه را نیز تهدید می کند.

اولین بار هفته گذشته اولین دسته ملخ ها در نواحی غربی امارات متحده عربی مشاهده شدند.

طی روزهای اخیر دسته هایی از آنها در الفجیره واقع در شرق این کشور نیز دیده شده اند.

 بر اساس گزارش روزنامه "البیان" آخرین حمله ملخی که ساکنان بومی آنها را "ملخ های قرمز" می نامند 25 سال پیش ثبت شده بود.
+ نوشته شده توسط دهواری در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 1:41 قبل از ظهر |
امام جمعه اشنويه درگذشت
امام جمعه شهرستان اشنويه به علت كهولت سن و بيماري درگذشت.
به گزارش«جهان» و به نقل از ‌ايسنا، حاج  عبدالله حسامي، امام جمعه شهرستان اشنويه به علت كهولت سن و بيماري كه از مدت‌ها پيش در منزل مسكوني‌اش بستري بود، دار فاني را وداع گفت.

وي از روحانيون سرشناس و با سابقه شهرستان اشنويه بود كه در طول يك قرن عمر پربركت خود براي منطقه در سنگر مساجد ومدارس و تبليغ و اشاعه فرهنگ اسلام ناب محمدي (ص) به ارشاد و راهنمايي مردم به ويژه قشر جوان پرداخت و در جهت الفت و همدلي بين اقشار مختلف و ايجاد وحدت و انسجام در منطقه در بين مردم شيعه و سني نقش اساسي و بارزي ايفا نمود. هم چنين پيكر پاك مطهر آن مرحوم عصر ديروز در ميان انبوه مردم و مسوولان و روحانيون منطقه در زادگاهش اشنويه به خاك سپرده شد.
+ نوشته شده توسط دهواری در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 1:40 قبل از ظهر |
دادگاه ویژه روحانیت، ساری در مورخه ۵/۱۱/۸۶ احضاریه‌ای برای مولانا محمد حسین گرگیج امام جمعه آزادشهر و مدیر حوزه علمیه گالیکش صادر نموده و از ایشان خواسته شده بود که در مورخه ۲۴/۱۱/۸۶ جهت توضیحات در دادگاه مذکور حاضر شوند.

امام جمعه آزاد شهر در موعد مذکور در دادگاه حضور یافته و به موارد ذیل متهم گردید:
1- دارای افکار انحرافی هستید
2- ضدیت با حاکمیت نظام جمهوری اسلامی دارید
3- ضد شیعه می‌باشید
4- منکر زیارت قبور و نذور اولیاء هستید
مولانا محمد حسین گرگیج تمام اتهامات وارده را مردود دانسته و از ایشان رفع اتهام شد.
قابل ذکر است که مسئله دادگاهی ایشان در حالی انجام می‌گیرد که مدتی قبل مولوی محمد سلیم آزاد از نویسندگان سرشناس اهل‌سنت نیز به دلایل نامعلومی دستگیر شده و تا کنون نیز در زندان به سر می‌برند.

+ نوشته شده توسط دهواری در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 1:37 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar


Javascripts


Google


در کل اینترنت
در این سایت

بهترین کدهای جاوااسکریپت

بهترين كدهاي جاوا اسكريپت

Powered by webloger ◄┤

*
*
*
*
*
*
*

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

free counters

:::●┼┼ اگه دوست داری توی وبلاگت چت روم داشته باشی کلیک کن اینجا┼┼●:::


Get your own Chat Box! Go Large!

:::●┼┼ اگه دوست داری توی آسپیچ سراوان┼┼●:::