پژوهشگر ايراني با الهام از روند تكامل اجتماعي انسان موفق به طراحي الگوريتم فرهنگي جديدي شد كه ضمن نوبودن ايده پايهيي الگوريتم به عنوان نخستين الگوريتم بهينه سازي مبتني بر يك فرايند اجتماعي ــ سياسي از سرعت همگرايي و توانايي بهينه سازي بالايي در مقايسه با الگوريتمهاي موجود برخوردار است.
اسماعيل آتش پز گرگري، دانشجوي كارشناسي ارشد مهندسي برق دانشگاه تهران با اشاره به اين كه الگوريتم طراحي شده تاكنون براي حل مسائل بهينهسازي متعدد در چندين طرح تحقيقاتي و صنعتي از جمله در دانشكده فني دانشگاه تهران و دانشگاه آلكالاي مادريد مورد استفاده قرار گرفته است به خبرنگار علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) گفت: الگوريتم ارائه شده در وهله اول با داشتن يك ديدگاه كاملا نو به مبحث بهينه سازي، پيوندي جديد ميان علوم انساني و اجتماعي از يك سو و علوم فني و رياضي از سوي ديگر برقرار ميكند. ارتباط ميان اين دو شاخه از علم به گونهاي ميباشد كه غالبا رياضيات به عنوان ابزاري قوي و دقيق در خدمت علوم انساني كلي نگر قرار گرفته و به درك و تحليل نتايج آن كمك ميكند اما الگوريتم توسعه داده شده بر خلاف معمول، نقطه قوت علوم انساني و اجتماعي ، يعني كلي نگري و وسعت ديد آن را به خدمت رياضيات در آورده و از آن به عنوان ابزاري براي درك بهتر رياضيات و حل بهتر مسايل رياضي استفاده ميكند؛ بنابراين حتي بدون در نظر گرفتن قابليتهاي رياضي و عملي روش توسعه داده شده، پيوند ايجاد شده ميان اين دو شاخه به ظاهر جدا از هم،به عنوان يك پژوهش ميان رشتهيي در نوع خود كاري كم نظير به حساب ميآيد.
وي با اذعان به اين كه اينكه تكامل فرهنگي و ديدگاهي بشر از سوي ديگر محققان و نوآوران اين نيز ناديده گرفته نشده و دستهاي از الگوريتمها، موسوم به الگوريتمهاي فرهنگي در سالهاي اخير معرفي شدهاند اذعان كرد: اين الگوريتمها يك دسته كاملا جديد از الگوريتمها با فرمول تكامل منحصر به فرد و جديد نيستند و تنها به الگوريتمهاي موجود ويژگيهاي تبادل اطلاعات را اضافه كرده و سرعت آنها را بهبود مي بخشند.
آتشپز گرگري كه اين طرح را در قالب پاياننامهاش با راهنمايي دكتر كارو لوكس و دكتر اعرابي - اعضاي هيات علمي دانشكده مهندسي برق و كامپيوتر دانشگاه تهران - اجرا كرده، نوبودن ايده پايهيي الگوريتم، توانايي بهينهسازي بالا در مواجهه با الگوريتمهاي مختلف بهينه سازي و سرعت همگرايي مناسب را از ويژگي هاي اين الگوريتم برشمرد و افزود: اغلب روشهاي بهينه سازي عام مطرح شده، شبيه سازي رايانهيي فرايندهاي طبيعي است كه دليل آن ملموس بودن، سادگي فرموله كردن و درك تكامل اين فرايندهاست. در نقطه مقابل، در ارائه الگوريتمهاي بهينه سازي، عليرغم توجه به تكامل زيستي انسان و ساير موجودات (الگوريتمهاي ژنتيك و ... ) به تكامل اجتماعي و تاريخي او به عنوان پيچيدهترين و موفق ترين حالت تكامل، توجه چنداني نشده است كه در اين طرح يك الگوريتم الهام گرفته از تكامل اجتماعي انسان در قالب رقابتهاي استعماري براي بهينهسازي، توسعه داده شده است.
اين پژوهشگر در تشريح ساختار الگوريتم توسعه داده شده تصريح كرد: اين الگوريتم همانند ساير روشهاي بهينه سازي تكاملي، با تعدادي جمعيت اوليه شروع شده كه در اين الگوريتم، هر عنصر جمعيت، يك كشور ناميده ميشود. كشورها نيز در آن به دو دسته مستعمره و استعمارگر تقسيم شده و هر استعمارگر، بسته به قدرت خود، تعدادي از كشورهاي مستعمره را به سلطه خود در آورده و آنها را كنترل ميكند.
وي با بيان اين كه سياست جذب و رقابت استعماري، هسته اصلي اين الگوريتم را تشكيل ميدهد، اظهار كرد: مطابق اين سياست كه به صورت تاريخي توسط كشورهاي استعمارگري همچون فرانسه و انگليس در مستعمراتشان هند و چين و هند اعمال ميشد، كشورهاي استعمارگر سعي در از خود بي خود كردن كشور مستعمره با دگرگوني فرهنگ و رسوم آن داشتند كه در ارائه اين الگوريتم، اين سياست با حركت دادن مستعمرات يك امپراتوري مطابق يك فرمولاسيون خاص صورت ميپذيرد.
آتش پز گرگري خاطرنشان كرد: اگر در حين حركت يك مستعمره، نسبت به استعمارگر، به موقعيت بهتري برسد، جاي آن دو با هم عوض ميشوند؛ در ضمن، قدرت كل يك امپراتوري نيز به صورت مجموع قدرت كشور استعمارگر به اضافه درصدي از قدرت ميانگين مستعمرات آن تعريف ميشود. طي رقابت استعماري، امپراتوريهاي ضعيف به تدريج قدرت خود را از دست داده و به مرور زمان با تضعيف شدن از بين ميروند و رقابت استعماري باعث ميشود كه به مرور زمان ، به حالتي برسيم كه در آن تنها يك امپراتوري وجود دارد كه آن را اداره ميكند و اين حالت زماني اتفاق مي افتد كه الگوريتم رقابت استعماري با رسيدن به نقطه بهينه تابع هدف، متوقف شود.
انتهاي پيام































































